پديده سيزده بدر

قضیه خیلی ساده است قدیم تر ها که روز طبیعت اسمش سیزده بدر بود همه برای رد کردن نحسی سیزده چند ساعتی را بیرون از خانه سپری میکردنند و این وسط دخترها برای جلب توجه پسر سفره بغلی سبزه گره میزدن و باقی قضایا اما چند سالی که این روز تبدبل به روز طبیعت شده مردم کلی با پاسدارس این روز طبیعت را شرمنده اخلاق ورزشکاریشان میکنند آنهم با تاب درست کردن به وسیله شاخه درختها و آتش روشن کردن وسط جنگل و ریختن زباله غیر قابل بازیافت داخل رودخانه در همین افکار بودم که دختر خاله گرامیم زیر گوشم گفت؛ بیا بریم سبزه های اونطرفو گره بزنیم این پسرا با مخ بخورن زمین یک کم حال کنیم؛

/ 3 نظر / 6 بازدید
مانی

همينه که بختتاتون گره خورده ديگه! بیخودکی به مسائل کم اهميت اجتماعی فکر می کنين!

مجيد

مطلب بسيار خوب و جالبي بود از وبلاگ من هم ديدن كنيد. http://www.mdcartoon.blogfa.com

فرزام

ياد روز اول کاری درست بعد از سيزدهم افتادم. داشتم تعريف می کردم که : «ای بابا ! اينقدر مردم (... !) شدن که ديگه چند ساليه ترک سيزده به در کردم. نمی رم بيرون. اعصابم خورد ميشه. همه جا مردم آشغال می ريزن و .... » تصور کنين وسط اين ماجرا يکی از مخاطبين ما برگشت گفت : «آره! اتفاقاً ما هم می خواستيم چادر بزنيم يه درخت شکست!!...» ما رو باش با کی داشتيم درد دل می کرديم..!