برای مريم

مریم جان ! مریم نازنینم

تولد بیست و پنج سالگیت را  تسلیت میگویم چرا که به نظرم این عدد ما را از تمام دلخوشی های گذشته دور می کند از روزهایی که از ته تا سر کوچه ۲۰۷ راه میرفتیم و تمام دزد گیر ها را به صدا در می آوردیم بعد آخر کوچه می ایستادسم و  به مردمی که دنبال دزد می گشتند نگاه می کردیم

از روزهای که تو زیر درخت های پر از برف می ایستادی و من برف ها را روی سرت می ریختم از آن روزهایی که آخر کلاس می نشستیم و کاریکاتور معلمها مخصوصا خانم نوروزی را میکشیدیم

از روزهای که هندوانه میخردیم و سر کلاس می خوردیم آن هم به سبک شتری از هر چیزی که ما را از این دنیای سیاه سیاه سیاه دور میکرد حالا تو تا دو سال دیگر باید مثل آدم بزرگها به من زنگ بزنی و بگویی ؛ تشریف بیاورید خانه ما ؛ و من بگویم قربان شما چشم مزاحم میشیم؛ آخ! که چقدر دلم از این همه بزرگ شدن گرفته

من هنوز گاهی هوای کوچه ۲۰۷ ساعت ۲.۱۵ به سرم میزند هنوز دلم برای عصر های کوچه ۲۱۸ تنگ میشود هنوز هم دوست دارم گاهی مثل گذشته به اندازه ۱ دقیقه با هم قهر کنیم و هر وقت که باران می اید آنقدر زیرش راه برویم تا موش آب کشیده شویم من هنوز هم ....

با اینهمه تولدت مبارک

/ 1 نظر / 4 بازدید
مریم

بابا نسیم خیلی داغونم کردی .مطمئن باش اونطوری نمیشه که دعوتت کنم بیای .همینجوری مثله قدیما میمونه ولی اونا یه چیزه دیگه بود .موهای آقای گرامی .باقالی خورونه ته کلاس .خانم آرمند . لقمه های گنده حبیب نژاد . دون دون .وای دلم تنگ شده .... در هر حال مرسی خیلی باحال بود .