پی نوشت مسابقه مانی

۱.عروسکی به نام املی که در خلق رویاهای شبانه روزی و گاها در نویسنده شدنم خیلی موثر بود

۲.پدرم که عاشقانه دوستش داشتم و در سن ۱۵ سالگی از دست دادمش

۳. پیوست بالا مرگ پدرم که من را از یک دختر نازنازی رفاه زده تبذیل به یک دختر صبور و مقاوم و مضطرب کرد

۴. مادرم که با متانتش همیشه در س صبر را به من داد

۵.معلم کلاس دومم که خاطره های خوبی برام گذاشت

۶. عشق که به نظرم خیلی زود به سراغم آمد و من را از خودش متنفر کرد طوری که دیگر هیچ وقت سراغش نرفتم

۷. نامهای مختلفی که  از به یاد آوردنشان هم احساس خوبی دارم هم بد مثل رزا سمانه رضا غزاله پریسا فرشاد

۸. یک دوست به نام زهره صفوی که از کلاس دوم تا حالا ذنبالش میگردم

۹. خانم پوپک صابری که به نظر من از طرف خدا آمده بود تا آرزوهای براورده نشده من را براورده کنه

۱۰.رشته فیزیک که باعث شد من برای فرار از دستش به نوشتن پناه ببرم و مسیر زندگیم عوض بشه

۱۱. یه نفر که به شما مربوط نیست کیه ولی تو را خدا فکر نکنید مسئله عاشقیه  نمیگم برای اینکه  میدونم اگه اسمش رو ببرم پررو میشه امتحان کردم

۱۲. سارا که خودش میدونه گوش شنوا برای من بودن چقدر سخته

۱۳ . و خدایی که همین نزدیکیست

/ 10 نظر / 8 بازدید
رها

سلام دوست عزیز دید زیبا و قلم توانایی داری ...... موفق باشی

سارا

خوشبختم لیلا هستم! درسته که اون اخرها هم یه يادی از من کردی ولی باز جای شکرش باقی در ليست اعدامي های ستون هفتم قرار نگرفتم بچه مرفه بی درد از دار دنیا يه گوش داریم که اون هم قابل شما رو نداره بسه ديگه پرو ميشی

مانی

حالا اسم اونم بگو... من قول می‌دم بهش نگم اونم پررو نشه!

نسیم

سلام! کلی ذوق زده ام

مریم

من هم آب حوض می کشم

روح الله

سلام ! وبلاگ کلاس بروزه کجايید پس؟

گلنسا

:) ای بابا. چی بگم؟! حالا براورده شد؟

نسیم

شما چی فکر میکنید گلنسا جان؟