روز تولد

امروز پنجاه و هشتمین  سال تولد پدر م است پدر یکه ۱۰ سال است در حسرت دوباره بودنش مانده ام میدانم قاعده اش این است که بعد از فوت هرکس سالروز مرگش یاد بود بگیریم اما من فکر میکنم اصلا درست نیست که هر سال برای یاد آوری یک اتفاق تلخ مراسم یاد بود گرفته شود و این خاطرات شیرینند  که نیازمند یاد بود هستند مثل آخرین سالی که من په کمک مادرم یک جشن کاملا غافلگیر کننده برای پدرم گرفتیم هیچکس در آن شب  به یاد ماندنی خبر نداشت که من قرار است از سال بعد بدون حضور او برایش تولد بگیرم بدون اینکه حتی بدانم کجای این دنیا زندگی می کند و آیا او هم هر سال در چنین روزی به یاد ان شب زمستانی به یاد ماندنی می افتد یا.....

به هر حال امسال هم به فکرش بودم و درست مثل تمام سالهای عمرم برایش سنگ تمام می گذارم شاید جنس هدیه ام ده سالیست که کمی تفاوت کرده شاید دیگر در جشن تولد او کسی شرکت نکند اما برای من پدر هنوز نفس می کشد شاید حالا کمی چهرهاش تغییر کرده موهایش یکدست سفید شده صورتش کمی پیر تر به نظر برسد اما هنوز حجم عظیمی از قلب من مخصوص گرمای وجود اوست

/ 6 نظر / 5 بازدید
سيد عليرضا شمس نيا

سلام با مطلب اگه بدونی ! اگه بدونی ! در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم . وبلاگتان را هم دیدم جالب بود موفق باشید

طاها

توی اين ده سال هم مطمئن باش که توی بهشت براش تولد گرفتن ، فرشته هایی که اون بالان و همین طور فرشته ای که این پایین هر سال برای پدرش تولد میگیره. مطمئن باش که همیشه می بینتت ، مواظبته و از اینکه دختر مهربونی مثل تو داره خوشحاله.

روح الله

متن ات خيلي قشنگ بود نمي دونم چي بنويسم يادش گرامي...

گلنسا

سلام کار خوبی میکنی امیدوارم پدرت همیشه همراهت باشه و یاورت.

فرزام

سلام. نمی دونم چرا من اين پستتو الان ديدم... نمی دونم چی بگم. فقط اميدوارم بتونيم قدر اونايی که هستن رو بدونيم.