نسیم تهران
 

د.وباره نزدیک عید شد.
 آقا کرایه چقدر ؟ ۷۵۰ تومان .چرا؟ همینه که هست
من از این جمله خسته شدم از اینکه تازگیها همه آدما خونسرد از کنارت می گذرن و میگن همینه که هست کرایه ها گرون میشه حقوق ارو نمیدن راستی چراپارسال هیچکی به من عیدی نداد؟ یعنی امسالم رو پولش حساب نکنم؟ اما من هنوز دوست دارم عیدی بگیرم آخه مفت باشه کوفت باشه  اصلا دلم نمی خواد عید بیاد اینو لیلی هم میگه اونم مثل من هیچ وقت عید و دوست نداشته منم دوست ندارم نمی فهمم  یعنی چی فامیلایی که سال تا سال نمی بینیشون و در عرض یکهفته هی ببینی من اصلا دوست ندارم صبح پاشم برم رو مبل بشینم تا ۲ ظهر بعد خداحافظی کنم برم روی  مبل یکی دیگه بشینم تا ۴

اه! من دلکم نمی خواد برم مهمونی دیگه دوست ندارم با خبرا بازی کنم اصلا به من چه که مملکت شیر توشیره به من چه که همه چی گرون شده فقط این کرایه ها نباید گرون بشه به خدا اگه بذارم  ماهی قرمزای بیچاره هم از عید بدشون میاد من میدونم اینو تو چشماشون میخونم مثل خیلی چیزا که از چشمای خیلیای دیگه میخونم مثل خیلی حرفا که زده میشه یا زده نمی شه در هر حال   مهم اینه که منظورو میرسونه خودم باعث شدم مقصر همش خودم بودم خودمم درستش می کنم نمزارم سال دیگه هم اینطوری بمونه حداقلش اینه که درارو میبندم چقدر دلم تنگ شده  واسه اون سال عید هوا همین بو رو میداد البته مامانم میگه هوا هیچوقت بو نمیده اما من میگم میده اسفند همیشه بوی عید میده اسفند همیشه دل من و سنگین میکنه کاش یه جایی بود که من ولیلی می رفتیم  اونجا از دست این راننده ها گریه می کردیم لیلی میگه ما از برج میلاد عاطفه سقوط کردیم من میگم مهم نیست  چیزمون نمیشه من یه بار دیگم این سقوط آزاد و تجربه کرده بودم تازه بدون چتر نجات لیلی میگه یه بارهم یه دکتر روانشناس سقوط کرده اون موقع که تازه داشته درست میشده میگه خونش تا چند وقت از روی زمین برج پاک نمی شده  من میگم چه جالب خون انتقام  بوده لیلی میخنده میگه خیلی سنگ دلی لااقل بگو بیچاره منم میگم باشه بیچاره  
چقدر دلم تنگ شده قول میدم نزارم اینطوری بمونه مطمئنم اسفند بو میده من ولیلی از عید فرار می کنیم با کرایه ها چی کار کنم

چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows