نسیم تهران
کادوی ولنتاینه؟
اصولا تقارن در انجام خیلی از کارهای انسان عواقب خوب و خجسته ای داره اما گاهی اوقات هم این تقارن چنان مایه دردسر میشه که حالت را از هرچی مقارنه به هم میزنه
دیروز از مسیری رد میشدم که چشمم به یک عطر فروشی که تبلیغش رو از بچه های گل آقا خیلی شنیده بودم افتاد البته خیلی هم این مسئله اتفاقی نبود بنده عمدا از ان مسیر رد شدم چون به سرم زده بود برای خودم عطر بخرم
القصه بنده وارد مغازه شدم و عطر مورد نظرم را انتخاب کردم و چون قیمت خیلی مناسبی داشت ان را خریدم فروشنده هم موقع کادو کردن چنان عشقولانه کادو را تزئین کرد که من را مات و مبهوت آذین بندیش کرده بود دست آخر هم عطر بنده را داخل یک جعبه دل وار(منظورم دلوار رئیسعلی نیست ها)گذاشت و کل قضایا را داد دست من من از همه جا بی خبر هم چون کیفم جا نداشت جعبه را در دست گرفته و وارد مترو شدم:
اولی(زیر گوش دومی): کادوی ولنتاین ها
دومی: خدا شانس بده پسره چه با سلیقه هم بوده
اولی : ای بابا واسه ما که اینقدر دودره بود یه تفم کف دستمون گذاشت دو روز مونده به ولنتاین با من قهر کرد
من(در دل)آبجی چه نشستی بنده همون تف هم دریافت نکردم اصلا مگه امروز ولنتاینه؟
اولی: چه شانسی داره این دختر
من(به جون مادرم خودم خریدم)
...................
ایستگاه بعد:
اولی : اون دختر رو نگاه کن کادوی ولنتاین دستش ها
من(در دل ) بابا من مگه خودم ادم نیستم عطر بخرم
دومی: آره معلومه نیش دخترم تا بنا گوش بازه معلومه یارو خیلی واسش خرج کرده
من:
اولی: چه قیافه ای هم داره میگن میمون هرچی زشت تر بازیش بیشتره
دومی: خاک تو سر اون پسری که واسه این کادو می خره نگاه کن با مقنعه رفته سر قرار
من(دردل) بابا من سر کار بودم از اون طرفم رفتم رادیو بعدم رفتم گل آقا اصلا مگه من چه شکلیم هان؟ خانم ببخشید آیینه دارید)
.............
خانمی رو به من کرد و گفت: کادوی ولنتاینه؟
من: نه خانم کادوی ولنتاین چیه خودم خریدم
خانم: کادوی ولنتاینه
من: نه به خدا عطرم تموم شده بود امروز رفتم یه جایی که بهم آدرس دادن خریدم
خانم: کادوی ولنتاینه
من: هر جور شما صلاح میدونید
خانم: خجالت نمی کشی خرس گنده مگه بچه ای که هنوز کادو میگیری چقدر شما دختر ها نا خلف شدید فقط تو فکر تلکه کردن این پسر ها هستید همین پسر من دیروز ۹۰ هزار تومن از من پول گرفته که بریزه تو حلقوم دختره ور پریده چی؟ ۹۰ هزار تومن پول این عطر و داده؟ بزنم توی اون سرت
من :به جون مادرم خودم خریدم
البته من قبول دارم که حقمه چون تقویم رو نگاه نکرده بودم ولی آخه این انصافه؟
چی؟ بله؟ بابا به خدا خودم خریده بودم ولنتاین کیلو چنده؟
پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows