نسیم تهران
و چرا در قفس هيچکسی کروکديل نيست

به نظر شما یک کروکدیل تنهای بیکس که گاهی دلش برای عشقش تنگ می شود اما به جرم کروکدیل بودن فرسنگها از آن فاصله دارد و از تنها یی او مدتهاست که میگذرد و هیچکس حتی یادی از او نمی کند چطور می تواند احساس خوشبختی بکند جا نور اصل و نصب داری که نصبش شاید به کروکدیلی در شهر بخارا برسد و دلش میخواهد که یک نفر هم در وصف او شعری بسراید  چه گناهی دارد که شما با دیدنش فورا قیافه تان را کج میکنید که ؛وای جه زشته؛  تا حالا فکر کردید که اگه از شما برنجه و بره ولیش رو از ۱۰۰۰ سال قبل بیار ه  چه اتفاقی می افته بزنم زیر چشمت! قیافتو اونجوری نکن! اصلا مگه همه چیز به ظاهره تا حالا فکر کردید که کروکدیل تنها حیوانیست که مسواک میزنه به نظر من که خیلی هم وقار و شخصیت داره من مطمئنم که بزرگترین دغدغه اش این است که چرا دستهایش آنقدر بزرگ نیست که موقع خمیازه آن را جلوی دهانش بگیرد چون خیلی با کلاسه  آخه .......چقدر دلم برای کروکدیل سوخت به خدا اگه یه بار دیگه بگید زشته ها............

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٥ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows