نسیم تهران
يک اتفاق ساده
مسئله خیلی ساده است  از نظر من آدمها یا سیاهن یا سفید یا ارغوانی چون من این رنگی رو خیلی دوست دارم بعضی وقتها مادرم با تلنگری من را از خواب بیدار میکند که به قول خانم صابری پاشو پاشو تو هویج نیستی اما من خیلی زود تر از آنکه پی به ماهیت وجودیم ببرم دوباره به خواب فرو میرم و در همان عالم خواب هیچ آدمی رو دروغگو زیرآبزن یا هرچی توی این مایه ها نمی بینم اما بعد که دوباره مادرم صدام میکنه دنیا روی سرم خراب میشه کاش همه آدمها یک بعدی بودن ظاهرشون کعینه باطنشون بود و از اینکه میگفتند بفرمایید در خدمت باشیم منظوری مثل بزن به چاک نداشتن صدای مامانم رو می شنوم ؛پاشو پاشو تو هویج نیستی؛ کاشکی هویج بودم نمی دونم چرا دارم هذیون میگم شاید منم مثل طاها کدئین خوردم
سه‌شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows