نسیم تهران
من به دکتر جینگول مستان رای میدهم چون!

به قول کاندیدای عزیز ی دیروز یکی از بهترین فضاهای انتخاباتی را تجربه کرده بودم
صبح حدودا ساعت هفت بود که دوستی که شاید قرن چهاردهم بااو باب آشنایی را باز کرده بودم با من تماس گرفت
وستم: الو! سلا نسیم جان وای نمیدونی چقدر خوشحالم که صدات رو می شنوم خوبی عزیزم
من:در حالیکه هنوز در رختخواب به سر میبرم:سلام شما؟
دوستم: وا من رو نمیشناسی بی معرفت عیب نداره ببین نسیم جان شما امروز رای میدی
من : اگه بتونم صبحونم رو بخورم حتما حماسه می آفرینم چطور؟
دوستم: خواستم بگم دکتر جینگول مستان رو فراموش نکنی از طرفتارای خاتمیه میدونی که؟
من: نه! کی هست؟
دوستم : تو چی کار درای فقط بدون که از طرفتارای خاتمیه خداحافظ بوق بوق
ساعت ۱۲ ظهر بود من مطابق به کلیه ساعات زندگیم داشتم آیتم میبستم که برام یک عدد پیامک اومد از طرف کی؟ کسی که یک سالی میشه باهاش قهرم و اصولا حال و حوصله اش رو ندارم

خانم صباغان ضمن لینکه حالم ازت به هم میخوره و می خواهم سر به تنت نباشد لطفا اگر پای

 صندوقهارای رفتی یاران خاتمی را فراموش نکنید رای ما دکتر جینگول مستان
براش اس ام اس زدم که تا حالا هم می خواستم بهش رای بدم از الان به بعد نمیدم پاسخ داد: زرشک ازت رای می گیریم
ساعت حدود ۹ شب بود که من سری به عمو غلام سوپری سر محلمون زدم
غلام خان: بهبه خانم صباغان چطوری بابا ببینم رای دادی؟
من: نه هنوز نه اما شنیدم تا ساعت ۱۰ شب تمدید شده
غلام خان: ببین برو به جینگول مستان رای بده طرفتار خاتمیه
من: آقای غلام این خاتمی همون کسی نیست که تا دو ماه پیش وجود ارازل اوباش مملکتم زیر سر اون میدونستیدها؟
غلام خان: که چی؟ اصلا ماست نداریم خوش اومدی
جنازه بنده ساعت ۱۰رسیده بود خونه که دوباره تلفنم زنگ زد
 یه نفر : الو نسیم جان  کجایی خبری ازت نیست من هر روز که پارازیت رو گوش میکنم یاد تو میافتم چقدر قشنگ مینویسی همه همکارام هم تعریف میکنن
من میان حرفهایش پریدم و در حالیکه دیگه عصبانی شده بودم و تازه ماستم توی خونه نداشتیم گفتم: خانم عزیز بنده هیچ دخلی به برنامه پارازیت ندارم و مال برنامه عصرم در ضمن بمیری بمونی به جینگول مستان رای نمیدم
نمیدونم که ملت ما هنوز حماسه ای که۳.۴ سال پیش زحمت کشیدن آفریدن رو یاادشون میاد نظراتشون درباره آقای خاتمی هم یادشون میاد؟ میاد؟ خوب بنده عرضی ندارم

شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

تست خودشناسی!

چقدر دقیق هستید؟


۱.آیا شما ماشینهای گشت ارشاد را در حوالی میادین تهران دیده اید؟
الف.بله

ب.خیر
ج.گاهی اوقات
د. که چی؟!
۲. آیا طرز برخورد مرشدان داخل اتومبیل با بی تربیتان  بد حجاب را دیده اید؟
الف. بله
ب. اغلب اوقات
ج. به ندرت
د. مگه چشه؟
۳. آیا میدانید چند روزی بیشتر به انتخابات نمانده؟
الف .بله
ب.خیر
ج. گاهی اوقات
د. چه ربطی داره؟
آیا در حال حاضر گشت ارشادی در حوالی میادین میبینید؟
الف. بله
ب. خیر
ج. به ندرت
د. اصلا
جواب.
شما تحت هر شرایطی اگر  هر گزینه را انتخاب کرده باشید مهم نیست چون فعلا مهم اینه که من حرفم رو زدم شماهام  با دقت خواندید پس شما ادم با دقتی هستید. خیلی زیاد.

سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

 

د.وباره نزدیک عید شد.
 آقا کرایه چقدر ؟ ۷۵۰ تومان .چرا؟ همینه که هست
من از این جمله خسته شدم از اینکه تازگیها همه آدما خونسرد از کنارت می گذرن و میگن همینه که هست کرایه ها گرون میشه حقوق ارو نمیدن راستی چراپارسال هیچکی به من عیدی نداد؟ یعنی امسالم رو پولش حساب نکنم؟ اما من هنوز دوست دارم عیدی بگیرم آخه مفت باشه کوفت باشه  اصلا دلم نمی خواد عید بیاد اینو لیلی هم میگه اونم مثل من هیچ وقت عید و دوست نداشته منم دوست ندارم نمی فهمم  یعنی چی فامیلایی که سال تا سال نمی بینیشون و در عرض یکهفته هی ببینی من اصلا دوست ندارم صبح پاشم برم رو مبل بشینم تا ۲ ظهر بعد خداحافظی کنم برم روی  مبل یکی دیگه بشینم تا ۴

اه! من دلکم نمی خواد برم مهمونی دیگه دوست ندارم با خبرا بازی کنم اصلا به من چه که مملکت شیر توشیره به من چه که همه چی گرون شده فقط این کرایه ها نباید گرون بشه به خدا اگه بذارم  ماهی قرمزای بیچاره هم از عید بدشون میاد من میدونم اینو تو چشماشون میخونم مثل خیلی چیزا که از چشمای خیلیای دیگه میخونم مثل خیلی حرفا که زده میشه یا زده نمی شه در هر حال   مهم اینه که منظورو میرسونه خودم باعث شدم مقصر همش خودم بودم خودمم درستش می کنم نمزارم سال دیگه هم اینطوری بمونه حداقلش اینه که درارو میبندم چقدر دلم تنگ شده  واسه اون سال عید هوا همین بو رو میداد البته مامانم میگه هوا هیچوقت بو نمیده اما من میگم میده اسفند همیشه بوی عید میده اسفند همیشه دل من و سنگین میکنه کاش یه جایی بود که من ولیلی می رفتیم  اونجا از دست این راننده ها گریه می کردیم لیلی میگه ما از برج میلاد عاطفه سقوط کردیم من میگم مهم نیست  چیزمون نمیشه من یه بار دیگم این سقوط آزاد و تجربه کرده بودم تازه بدون چتر نجات لیلی میگه یه بارهم یه دکتر روانشناس سقوط کرده اون موقع که تازه داشته درست میشده میگه خونش تا چند وقت از روی زمین برج پاک نمی شده  من میگم چه جالب خون انتقام  بوده لیلی میخنده میگه خیلی سنگ دلی لااقل بگو بیچاره منم میگم باشه بیچاره  
چقدر دلم تنگ شده قول میدم نزارم اینطوری بمونه مطمئنم اسفند بو میده من ولیلی از عید فرار می کنیم با کرایه ها چی کار کنم

چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

اندر مزایای ایرانسل

یک روز سرد زمستانی شما در حالی که یک چشمتان به گوشیهای رنگارنگ است و چشم دیگرتان به انواع و اقسام خدمات ارتباطی سر دو راهی ایستادید که چه کنید و چطور می توان بهترین انتخاب را داشت من به شما می گویم اگر می خواهید موبایل بخرید حتما ایرانسل....
۱. امروزه شما می توانید تنها با داشتن پانزده هزار تومان صاحب موبایل شوید و کلی صفا کنید منتها نه در خطوط مترو نه در منتها الیه شرق تهران نه در مکانهای سر بسته نه در مکانهای گود شده بلکه فقط در مسیر ی که ایرانسل برای شما تعریف کرده خانه. سر کار چه معنی داره شما از سر کارتان بروید علافی
۲. شما میتوانید در صورت داشتن کارت دائمی ایرانسل سر ماه به سر ماه قبض خود را بپردازید منتها نه در بانک خصوصی نه در بانکهای تجاری نه بوسیله خدمات کامپیوتری بلکه فقط بانک ملت سر کوچه خودتان و البته در مسیری که ایرانسل به شما معرفی کرده چه معنی داره شما قبضتان را یک جای خوش آب و هوا درو از چشم خانواده بپردازسد
۳ . شما می توانید اگر از کارت اعتباری ایرانسل استفاده می کنید به محض تمام شدن اعتبارتان کارت شار‌ژتان را از مغازه های معتبر  روزنامه فروشی تلفنخانه ها لبنیاتی ها دا جگر فروشیها و سایر مغازه های طرف قرار داد با ایرانسل خریداری کنید
۴. شما می توانید تنها با شصت هزار تومان پول شبیه تبلیغات مشت خورده ایرانسل شوید و لج تمام مخاطبانتان را در آورید که هیچ وقت در دسترس نیستید
۵. شما با خرید ایرانسل می توانید به فرزندان خود چهار رنگ اصلی و رنگهای سرد و گرم و خنثی راآموزش دهید  البته یادتان باشد که بعد از آموزش وقتی گل رزی را به فرزندتان نشان دادید و گفتید مادر جان این چه رنگیست نگوید طرح قرمز
۶. شما می توانید در اقدامی کاملا خبیثانه نداشتن آنتن و نرسیدن پیامکها را دست آویز قرار داده و کلیه کنه های موجود در زندگیتان را به طرز ماهرانه ای بپیچانید
۷و در نهایت شمامی توانید روی دلتان پا بگذارید و دندان روی جگر بگذارید و صبر کنید تا پولتان به اندازه کافی برسد و مثل یک بنی بشر شهروند تلفن همراه بی هیچ خدمات جانبی و صرفا  جهت ارتباط برقرار کردن بخریدپس
اگر می خواهید موبایل بخرید حتما ایرانسل نخرید

با تشکر

جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

کریس دی برگ می آید
اومدن کریس دی برگ در مرداد ماه امسال قطعی شد
به گزارش کلیه خبر گزاریها کریس دی برگ به همراه گروه آریان در مرداد ماه امسال در سالن ورزشگاه شیرودی(فکر کن!)کنسرت بر گزار می کند
شنیدن این خبر برام خیلی جالب بود این که این بنده خدا اگر به ایران بیاد موقع برگشتن چه اتفاقاتی براش افتاده و اینکه کافیه مردم ما بفهمند خواننده معروفی است و بخوان واسه کلاس هم که شده از در و دیوار ورزشگاه شیرودی بالا برن و کریس دی برگ ببینن
از همه اینا گذشته شما تصور کنید که آهنگ های کریس دی برگ قبل از پخش به ممیزی بر خورد کنه اینطوری
ترانه اول:
  Lady in red
  
.
 
.
.
.
.lady in red is dancing with me cheek to cheek
  نه دیگه نشد اگر آقای کریس دی برگ وسط جمعیت ورزشگاه این جمله رو بگه که دیگه کی جلوی پرس پولیسیارو می گیره اونوقت حرکات موزونیه که دیده نمیشه تازه چه معنی داره ضعیفه ها هم فوتبال ببینند  بنابراین این قسمت شعر ممیزی میخوره و تبدیل میشه به
Mr.in red is doing moj mekziky with me very harmony
ترانه دوم:
Blond hair blu jean
.
.
.
.blond hair blu jean best things ive never seen
خوب! ببینید عزیزان وقتی شما از یک وجیهه اینطوری بی پروا صحبت می کنید وشرایط هم در نظر نمی گیرید اونوقت نتیجه این میشه که بعد از کنسرت آمار جرم و جنایت میره بالا چون بالاخره هر ملتیکه جنبه اش بالا نیست اما... اگر شما زیر لوای اسلام و در حوزه مذهب از یک بت چینی هم تعریف کنید مسئله حل میشه بنابرای این قسمت شعر تبدیل میشه به
Blond scarf blu manto best thing b cheshm e sistery  i never want see
ترانه سوم:
Snows of new york
 
.
.
in my dream we walked you and I to the shore leavinf foot prints by the sea
and when there was just one set of prints in the sand that was when you carried me
به نام خدا مسئله ای که در این ترانه وجود داره اینه که رویای مطرح شده کاملا غربیه در واقع یک نوع اشاعه فرهنگ غربه و ما اینجا باید هر طور شده و قبل از هر چیز به فکر دیسک کمر و جابه جا شدن مهره های مردان جامعه باشیم چون اگر این فرهنگ هم مثل ولنتاین جا بیافته دیگه هرچی سرانه درمان داریم باید خرج حمل و نقل های نا بجای مردها جهت خود شیرینی بکنیم  بیخودی که اینهمه کلاس لاغری راه نیافتاده در ضمن ما همه ساحل هامون اسلامیه پاک سازی شده و اینطوری بدتر تشویش اذهان عمومی میشه و به هر حال باید این قضیه در مکانهایی اتفاق بیافته که امکان جلو گیری داشته باشه پس:
In my dream we walked you and I to the park mellat leaving foot print in the gel of baghche
And when there was just one set of print in the gel that was wheni k gasht e ershad to ro gerefte ta adamet kone
ترانه چهارم:
treveller
مسئله خاصی نیست ترانه کاملا حماسیه فقط یادتون باشه مسافر ناشناس که اومد رستوران به جای ویسکی بهش دوغ آبعلی بدید حل میشه
و ترانه آخر:
Fire on the water
بهتره کل ترانه را از اینهمه فساد اخلاقی و عشقهای زمینی ببریم سمت شعر آتش در نیستان و یا مثلا دریای عباس بهادری  یا مثلا خود آقای کریس دی برگ دائما موقع سرودن ترانه متذکر بشه که شخصیت های ترانه عید غدیر به هم محرم شدن کمیته امداد هم براشون جشن گرفته یا به جاش یه ترانه دیگه مثل آهنگ دیگر هیچ چیز مهم نیست متالیکا رو بگذارید تا زهر کلام و بگیره آخر عاقبت این اعمال وقیه هم نشون بدا
خوب به سلامتی آقای کریس دی برگ تشریف ببرن ورزشگاه شیرودی آهنگاشونو بخونن
جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

دل نوشت
گفت: من در انتخابم اشتباه نکرده بودم در احساسم اشتباه کرده بودم شایدم در احساس او
گفت: چند ماه پیش وقتی باهاش ازدواج کردم فکر کردم تمام دنیا رو دارم اما حالا می فهمم که وقتی اسیرش شدم یه وجب زندگی خودم رو هم از دست دادم
گفت: کاش یک کم بد بود کاش هیچوقت سعی نمی کرد دوستم داشته باشه کاش بی تلاش دوستم داشت
گفت: چند وقتیه احساس نبودنش و بی تفاوت بودنش دیگه برام خلا محسوب نمی شه به نظرم سردی .سردی میاره
و بعد توی چشمام نگاه کرد و گفت:حالا بهم حق میدی که بهش خیانت کنم بروم و دیگه پشت سرم هم نگاه نکنم  سعی کنم که ازش متنفر بشم حتی اگه نشدنی باشه؟ 
گاهی اوقات قلب آدم خاک رویش یه عشقه گاهی خاک سرد قبرستون
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows