| رفتم بلاگفا |
|
سهشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| بعل |
| گفتم: میگن امسال قراراه خشکسالی بشه گفت: بله خانم! خدا قهرش گرفته از بس فسق و فجور میشه از بس دزدی میشه قدیم یه میخونه بود هرکی حالش بد بود می رفت اونجا به فراخور حالش خوب میشد میومد اما حالا دست بچه دبستانیها موبایله گفتم: جمله اولتون چه ربطی به جمله دوم داشت گفت: د !اخه همین موبایلاست که جوونارو بدبخت کرده توش هر جور عکس ناجوره(منظورش همون جیکسی بود) پیدا میشه خدا الهی اختراع کنندش رو از زمین برداره گفتم: اگه اینجوری باشه که نسل هرچی مخترع از فوتو گراف گرفته تا لیزر و پلاسما باید برداشته بشه گفت: خوب بشه مسلمون باید زنده بمونه اصلا ایشالا آمریکا بره زیر گل گفتم: خانم جان لا اقل خواستید نفرین کنید یک کم اطلاعات جغرافیایتونو ببرید بالا آمریکا بد ترین بلایی که میتونه سرش بیاد اینه که مثل شهر گمشده بره زیر اقیانوس گفت:به هر حال آمریکا باید بره زیر گل همه جوونای مارو بد بخت کرد من خودم ده ساله بودم که ازدواج کردم از زندگیمم هیچی نفهمیدم تا به امروز هم یه صابون عطری به صورتم نزدم اما الان دختر مدرسه ای ها ابروهاشون رو بر میدارن خدا هم قهرش گرفته می خواد پدرمون رو در بیاره گفتم:اگر شما تصورتون از خدا یه چیزی توو مایه های همسرتونه با همون وسعت دید با همون طرز فکر پس چرا روزی هفده بار میگید الرحمان و الرحیما این چیزا قهر میاره نه زیر ابرو توی چشمای من نگاه کرد و گفت: چند سالته؟ گفتم۲۶ گفت: ازدواج کردی؟ گفتم:نخیر گفت: همون عقده داری سپس رو به راننده کرد و گفت: نگه دار.چی؟ ایستگاه نیست؟ به درک که ایستگاه نیست پدر مردمو در آوردید خون مردم و کردید توی شیشه خدا ایشالا آقای احمدی نژادو نگه داره واسه ما بدبخت بیچاره ها من که دوباره بهش رای میدم میگم نگه دار ............. نا و اتوبوس همچنان سر حرف خودش بود البته راننده اش رو عرض میکنم |
|
چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| من امده ام |
| اگر مدام به وبلاگ من سر زدید و اثری از به روز کردن من ندیدید و فکر کردید شاید رفتم مسافرت یا دچار یاس فلسفی شدم یا پولارو برداشتم فرار کردم(کدوم پولا حودمم نمیدونم)اشتباه می کنید من فقط مانیتورم سوخته آنهم درست زمانی که هیچ احدالناس کامپیوتر فروشی باز نیست امروزم که دارم پست میدم از صبح دلم اینقدر هوای وبلاگم رو کرده بود که رفتم سراغ کامپیوتر بنده خدایی که فکر می کنه کسی رمز کامپیوترش رو نداره (آخه!طفلکی)القصه خواستم بگم یادتون باشه چند روز دیگه روز طبیعته حسابی پاسش بدارید کاهو سکنجبین رو هم فراموش نکنید اگر تا به امروز سبزه هم جواب نداده میتونید از سبزی خوردن درخت و یا حتی گره زدن کسی که نمیفهمه چقدر دوستش دارید استفاده کنید رسم کتلت زدن کنار بلوار رو هم فراموش نکنید قاشق زنی هم ....نه ببخشید اون مال یه چیز دیگه بود راستی یادم رفت بگم دست آخر هم که طبیعت رو پاس داشتید وخواستید برید خونه با پوست تخمه و سطل ماست و پوست میوه و پوشک بچه تون یه مرز مشخص کنید که سال دیگه که خواستید دوباره بیاد پاسداری طبیعت همون جای قبلی بشنید خدا رو چه دیدید شاید اصلا اونجا به نام شما شد بعدا داخلش ساختمان سازی کردید البته شما رو نمیگم ها شمای نوعی رو عرض می کنم سیزده بدر میبینمتون |
|
یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٧ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| من به دکتر جینگول مستان رای میدهم چون! |
به قول کاندیدای عزیز ی دیروز یکی از بهترین فضاهای انتخاباتی را تجربه کرده بودم خانم صباغان ضمن لینکه حالم ازت به هم میخوره و می خواهم سر به تنت نباشد لطفا اگر پای صندوقهارای رفتی یاران خاتمی را فراموش نکنید رای ما دکتر جینگول مستان |
|
شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| تست خودشناسی! |
چقدر دقیق هستید؟
ب.خیر |
|
سهشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
د.وباره نزدیک عید شد. اه! من دلکم نمی خواد برم مهمونی دیگه دوست ندارم با خبرا بازی کنم اصلا به من چه که مملکت شیر توشیره به من چه که همه چی گرون شده فقط این کرایه ها نباید گرون بشه به خدا اگه بذارم ماهی قرمزای بیچاره هم از عید بدشون میاد من میدونم اینو تو چشماشون میخونم مثل خیلی چیزا که از چشمای خیلیای دیگه میخونم مثل خیلی حرفا که زده میشه یا زده نمی شه در هر حال مهم اینه که منظورو میرسونه خودم باعث شدم مقصر همش خودم بودم خودمم درستش می کنم نمزارم سال دیگه هم اینطوری بمونه حداقلش اینه که درارو میبندم چقدر دلم تنگ شده واسه اون سال عید هوا همین بو رو میداد البته مامانم میگه هوا هیچوقت بو نمیده اما من میگم میده اسفند همیشه بوی عید میده اسفند همیشه دل من و سنگین میکنه کاش یه جایی بود که من ولیلی می رفتیم اونجا از دست این راننده ها گریه می کردیم لیلی میگه ما از برج میلاد عاطفه سقوط کردیم من میگم مهم نیست چیزمون نمیشه من یه بار دیگم این سقوط آزاد و تجربه کرده بودم تازه بدون چتر نجات لیلی میگه یه بارهم یه دکتر روانشناس سقوط کرده اون موقع که تازه داشته درست میشده میگه خونش تا چند وقت از روی زمین برج پاک نمی شده من میگم چه جالب خون انتقام بوده لیلی میخنده میگه خیلی سنگ دلی لااقل بگو بیچاره منم میگم باشه بیچاره |
|
چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| اندر مزایای ایرانسل |
یک روز سرد زمستانی شما در حالی که یک چشمتان به گوشیهای رنگارنگ است و چشم دیگرتان به انواع و اقسام خدمات ارتباطی سر دو راهی ایستادید که چه کنید و چطور می توان بهترین انتخاب را داشت من به شما می گویم اگر می خواهید موبایل بخرید حتما ایرانسل.... با تشکر |
|
جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کریس دی برگ می آید |
| اومدن کریس دی برگ در مرداد ماه امسال قطعی شد به گزارش کلیه خبر گزاریها کریس دی برگ به همراه گروه آریان در مرداد ماه امسال در سالن ورزشگاه شیرودی(فکر کن!)کنسرت بر گزار می کند شنیدن این خبر برام خیلی جالب بود این که این بنده خدا اگر به ایران بیاد موقع برگشتن چه اتفاقاتی براش افتاده و اینکه کافیه مردم ما بفهمند خواننده معروفی است و بخوان واسه کلاس هم که شده از در و دیوار ورزشگاه شیرودی بالا برن و کریس دی برگ ببینن از همه اینا گذشته شما تصور کنید که آهنگ های کریس دی برگ قبل از پخش به ممیزی بر خورد کنه اینطوری ترانه اول: Lady in red . . . . .lady in red is dancing with me cheek to cheek نه دیگه نشد اگر آقای کریس دی برگ وسط جمعیت ورزشگاه این جمله رو بگه که دیگه کی جلوی پرس پولیسیارو می گیره اونوقت حرکات موزونیه که دیده نمیشه تازه چه معنی داره ضعیفه ها هم فوتبال ببینند بنابراین این قسمت شعر ممیزی میخوره و تبدیل میشه به Mr.in red is doing moj mekziky with me very harmony ترانه دوم: Blond hair blu jean . . . .blond hair blu jean best things ive never seen خوب! ببینید عزیزان وقتی شما از یک وجیهه اینطوری بی پروا صحبت می کنید وشرایط هم در نظر نمی گیرید اونوقت نتیجه این میشه که بعد از کنسرت آمار جرم و جنایت میره بالا چون بالاخره هر ملتیکه جنبه اش بالا نیست اما... اگر شما زیر لوای اسلام و در حوزه مذهب از یک بت چینی هم تعریف کنید مسئله حل میشه بنابرای این قسمت شعر تبدیل میشه به Blond scarf blu manto best thing b cheshm e sistery i never want see ترانه سوم: Snows of new york . . in my dream we walked you and I to the shore leavinf foot prints by the sea and when there was just one set of prints in the sand that was when you carried me به نام خدا مسئله ای که در این ترانه وجود داره اینه که رویای مطرح شده کاملا غربیه در واقع یک نوع اشاعه فرهنگ غربه و ما اینجا باید هر طور شده و قبل از هر چیز به فکر دیسک کمر و جابه جا شدن مهره های مردان جامعه باشیم چون اگر این فرهنگ هم مثل ولنتاین جا بیافته دیگه هرچی سرانه درمان داریم باید خرج حمل و نقل های نا بجای مردها جهت خود شیرینی بکنیم بیخودی که اینهمه کلاس لاغری راه نیافتاده در ضمن ما همه ساحل هامون اسلامیه پاک سازی شده و اینطوری بدتر تشویش اذهان عمومی میشه و به هر حال باید این قضیه در مکانهایی اتفاق بیافته که امکان جلو گیری داشته باشه پس: In my dream we walked you and I to the park mellat leaving foot print in the gel of baghche And when there was just one set of print in the gel that was wheni k gasht e ershad to ro gerefte ta adamet kone ترانه چهارم: treveller مسئله خاصی نیست ترانه کاملا حماسیه فقط یادتون باشه مسافر ناشناس که اومد رستوران به جای ویسکی بهش دوغ آبعلی بدید حل میشه و ترانه آخر: Fire on the water بهتره کل ترانه را از اینهمه فساد اخلاقی و عشقهای زمینی ببریم سمت شعر آتش در نیستان و یا مثلا دریای عباس بهادری یا مثلا خود آقای کریس دی برگ دائما موقع سرودن ترانه متذکر بشه که شخصیت های ترانه عید غدیر به هم محرم شدن کمیته امداد هم براشون جشن گرفته یا به جاش یه ترانه دیگه مثل آهنگ دیگر هیچ چیز مهم نیست متالیکا رو بگذارید تا زهر کلام و بگیره آخر عاقبت این اعمال وقیه هم نشون بدا خوب به سلامتی آقای کریس دی برگ تشریف ببرن ورزشگاه شیرودی آهنگاشونو بخونن |
|
جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| دل نوشت |
| گفت: من در انتخابم اشتباه نکرده بودم در احساسم اشتباه کرده بودم شایدم در احساس او گفت: چند ماه پیش وقتی باهاش ازدواج کردم فکر کردم تمام دنیا رو دارم اما حالا می فهمم که وقتی اسیرش شدم یه وجب زندگی خودم رو هم از دست دادم گفت: کاش یک کم بد بود کاش هیچوقت سعی نمی کرد دوستم داشته باشه کاش بی تلاش دوستم داشت گفت: چند وقتیه احساس نبودنش و بی تفاوت بودنش دیگه برام خلا محسوب نمی شه به نظرم سردی .سردی میاره و بعد توی چشمام نگاه کرد و گفت:حالا بهم حق میدی که بهش خیانت کنم بروم و دیگه پشت سرم هم نگاه نکنم سعی کنم که ازش متنفر بشم حتی اگه نشدنی باشه؟ گاهی اوقات قلب آدم خاک رویش یه عشقه گاهی خاک سرد قبرستون |
|
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کادوی ولنتاینه؟ |
| اصولا تقارن در انجام خیلی از کارهای انسان عواقب خوب و خجسته ای داره اما گاهی اوقات هم این تقارن چنان مایه دردسر میشه که حالت را از هرچی مقارنه به هم میزنه دیروز از مسیری رد میشدم که چشمم به یک عطر فروشی که تبلیغش رو از بچه های گل آقا خیلی شنیده بودم افتاد البته خیلی هم این مسئله اتفاقی نبود بنده عمدا از ان مسیر رد شدم چون به سرم زده بود برای خودم عطر بخرم القصه بنده وارد مغازه شدم و عطر مورد نظرم را انتخاب کردم و چون قیمت خیلی مناسبی داشت ان را خریدم فروشنده هم موقع کادو کردن چنان عشقولانه کادو را تزئین کرد که من را مات و مبهوت آذین بندیش کرده بود دست آخر هم عطر بنده را داخل یک جعبه دل وار(منظورم دلوار رئیسعلی نیست ها)گذاشت و کل قضایا را داد دست من من از همه جا بی خبر هم چون کیفم جا نداشت جعبه را در دست گرفته و وارد مترو شدم: اولی(زیر گوش دومی): کادوی ولنتاین ها دومی: خدا شانس بده پسره چه با سلیقه هم بوده اولی : ای بابا واسه ما که اینقدر دودره بود یه تفم کف دستمون گذاشت دو روز مونده به ولنتاین با من قهر کرد من(در دل)آبجی چه نشستی بنده همون تف هم دریافت نکردم اصلا مگه امروز ولنتاینه؟ ![]() اولی: چه شانسی داره این دختر من(به جون مادرم خودم خریدم) ................... ایستگاه بعد: اولی : اون دختر رو نگاه کن کادوی ولنتاین دستش ها من(در دل ) بابا من مگه خودم ادم نیستم عطر بخرم دومی: آره معلومه نیش دخترم تا بنا گوش بازه معلومه یارو خیلی واسش خرج کرده من: ![]() اولی: چه قیافه ای هم داره میگن میمون هرچی زشت تر بازیش بیشتره دومی: خاک تو سر اون پسری که واسه این کادو می خره نگاه کن با مقنعه رفته سر قرار من(دردل) بابا من سر کار بودم از اون طرفم رفتم رادیو بعدم رفتم گل آقا اصلا مگه من چه شکلیم هان؟ خانم ببخشید آیینه دارید) ............. خانمی رو به من کرد و گفت: کادوی ولنتاینه؟ من: نه خانم کادوی ولنتاین چیه خودم خریدم خانم: کادوی ولنتاینه من: نه به خدا عطرم تموم شده بود امروز رفتم یه جایی که بهم آدرس دادن خریدم خانم: کادوی ولنتاینه من: هر جور شما صلاح میدونید ![]() خانم: خجالت نمی کشی خرس گنده مگه بچه ای که هنوز کادو میگیری چقدر شما دختر ها نا خلف شدید فقط تو فکر تلکه کردن این پسر ها هستید همین پسر من دیروز ۹۰ هزار تومن از من پول گرفته که بریزه تو حلقوم دختره ور پریده چی؟ ۹۰ هزار تومن پول این عطر و داده؟ بزنم توی اون سرت من :به جون مادرم خودم خریدم ![]() البته من قبول دارم که حقمه چون تقویم رو نگاه نکرده بودم ولی آخه این انصافه؟ چی؟ بله؟ بابا به خدا خودم خریده بودم ولنتاین کیلو چنده؟ ![]() |
|
پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ - نسیم صباغان | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|


یعنی امسالم رو پولش حساب نکنم؟
اما من هنوز دوست دارم عیدی بگیرم آخه مفت باشه کوفت باشه اصلا دلم نمی خواد عید بیاد اینو لیلی هم میگه اونم مثل من هیچ وقت عید و دوست نداشته منم دوست ندارم نمی فهمم یعنی چی فامیلایی که سال تا سال نمی بینیشون و در عرض یکهفته هی ببینی من اصلا دوست ندارم صبح پاشم برم رو مبل بشینم تا ۲ ظهر بعد خداحافظی کنم برم روی مبل یکی دیگه بشینم تا ۴









